-->>   

تاریخ و زمان


چهارشنبه ۲۳ آبان
۱۳۹۷

5. ربيع‌الاول 1440


14. نوامبر 2018

جملات آموزنده


******************************
اشعار
در وصفِ فرشتگانِ ناصر... PDF چاپ نامه الکترونیک
امتیاز کاربر: / 4
بدخوب 
شنبه ۲۹ بهمن ۱۳۹۰ ساعت ۰۰:۲۲

به نام خالق عشق

تقديم به تمامي فرشتگان صبور و دلير، آنان كه ضعف و سستي  را بر خود راه نداده و هيچ مانعي را سد راه خويش نمي بينند و دست از تلاش  و تكاپو بر نمي دارند :

« در وصفِ فرشتگانِ ناصر... »

امروز سخن جز عاشقی نتوان گفت

جز قصۀ مهر و سادگی نتوان گفت

از زندگیِ حماسه سازان دلیر

این شیردلانِ نیک پندارِ شهیر

آنان که دلی مثال دریا دارند

با عشق نظر به سوی فردا دارند

با همّت خویش قله می پیمایند

بر پیکر خود یأس نمی آلایند

با قوت خود محال ممکن سازند

هرگز نَبُوَد که عشق را گم سازند

شاید که ز حکمتی شده جسم نحیف

هرگز تو مپندار که هستند ضعیف

تا روح بلندشان به دنیا جاریست

تن قادرِ هرگونه تلاش و یاریست

الگوی امید و صبر و یاری

چون چشمه به سوی رود جاری

اندیشه مکن ضعیف و سُستَند

گر حق نگری تو، تندرستند

تنگ است زمان و جمله قاصر

در وصفِ فرشتگانِ ناصر

خوش بین و نظاره گر همی باش

این است فرا زِ هرچه پاداش

 

از اشعار:

سیده فاطمه میرباقری(یک تالاسمی)

 



نظرات (2)
 
مرهمی بر درد سرد PDF چاپ نامه الکترونیک
امتیاز کاربر: / 1
بدخوب 
پنجشنبه ۲۲ دی ۱۳۹۰ ساعت ۱۷:۲۴

 

سلام به همگی

تو این پست یکی از شعرای قدیمی رو گذاشتم که برای انجمن بیماران خاص و همه کسانی که برای کمک به همنوعانشون تلاش می کنند، گفته بودم.

چون از کارای اولیه هستش طبعاً از نظر فنی ممکنه خیلی خوب نباشه... در هر صورت به بزرگواری خودتون ببخشید...

امیدوارم خوشتون بیاد...

 

* مرهمی بر درد سرد *

 

خاص يعـني خاص بيماران درد

خاص يعني مرهمي بر درد سرد

خاص يعني جـمـلـگي هـمت كنيم

دست اندر دست هم صحـبت كنيم

خاص يعني عشـق يعني زندگي

در مدد كردن به خود بالندگي

خاص يعـني خاص من خاص شما

مـرهـمـي بر اين دل رنـجـور ما

زنــدگي دادن به جـانِ نا امـيد

كردن ماتمكده بهرش چو عـيد

حرف (خ) خون شـما خون من است

خون عشق و زندگي در اين تن است

آن (الف) باشد همان اميد آن

ايمـني، آسـايش انـدر ديد آن

(صاد) آن صبر و صبوري پيشگي

صـدق و صـادق بـودن هـمـيـشــگي

خاص يعـني در تمـام زندگي

ايستادن، صبر و هم پايندگي

دل به دريا بردن و دريا شدن

از بـراي يكـدگـر معـنا شـدن

در كوير زندگي گل كاشـتـن

دوستي، عشق و وفا را داشتن

از براي ديـگـري جان باخـتن

جان خود را در خطر انداختن

با تـمـام دل مدد كردن به دوست

يعني از جان و تمام خون و پوست

قـطـره آبي رسـاندن بر كويـر

تشنه اي را از محبت كرده سير

در زمستان دل بهاري كردن است

اين همان باغ بهـار و گلشـن است

من چه گويم جملگي اوصاف او

كـارهـا و آن عـمـل هـاي نـكو

چشم مي بيند خود اين اعمال را

جـانـفـشـاني كردن و ايـثـار را

با دلي آكنده از عشـق خـدا

يكصدا گوييم با هم اين دعا

اي خدا اين وصل را كن پايدار

جملگي امجـاد آن ســالـم بــدار

خاص ما، ما جملگي يارا كنيم

تا كه نامت را جهان آرا كنيم

 

 

از اشعار:

سیده فاطمه میرباقری(یک تالاسمی)

 


نظرات (1)